X
تبلیغات
شکاربان

شکاربان

حیات چیزی برتر از ادراک ماست ، باید که به آن احترام بگذاریم حتی اگرمجبور به مبارزه با آن باشیم.

جور واجور از دنیای محیط زیست

احداث ديوارهاي صوتي در تهران

ايرن: دیوارهای صوتی در مناطقی از شهر تهران که آلودگی صوتی بالایی دارند احداث خواهد شد.
 این در حالی است که چندی پیش مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران نسبت به بالا بودن آلودگی صدا در اکثر خیابانهای اصلی پایتخت هشدار داده بود.
طرح پژوهشی احداث دیوار صوتی از سال گذشته توسط شرکت کنترل کیفیت هوای شهر تهران آغاز شده و همزمان با "دومین جشنواره انتخاب برترین های نوآوری و پژوهش در حوزه مدیریت شهری" به عنوان یکی از پژوهشها و کارهای مطالعاتی جدید در سطح شهر تهران به اجرا در آمده است.
بررسی و اجرای طرحهای مربوط به کاهش آلودگی صوتی از اولویتهای اصلی مطالعاتی شهرداری تهران بوده که به این منظور تمامی اتوبانها و خیابانهای شهر تهران مورد مطالعه قرار گرفته و وضعیت آلودگی صوتی مناطق مختلف مشخص شده است.
در حال حاضر ۶ ایستگاه سنجش آلودگی صدا در نقاط شلوغ و پر ازدحام شهر نصب شده است که تا پایان سال تعداد این ایستگاههای به ۲۲ ایستگاه می رسد.
بنا به آطلاعات این دستگاه ها آلودگی صدا در اکثر خیایانهای اصلی شهر تهران بالاتر از حد مجاز است و این وضعیت در نزدیکی مراکز آموزشی، درمانی و... بیشتر وجود دارد.
اولویت اجرایی در احداث دیوارهای صوتی شهر تهران شامل اتوبانهایی است که در نزدیکی مناطق مسکونی بوده و آلودگی صوتی آنها بیش از حد استاندارد و مجاز است.
پیش از این نیز طرح احداث دیوار صوتی به شکل پایلوت و نمونه در ترمینال اتوبوسرانی منطقه یک تهران بر پایه اطلاعات و دانشی که در این زمینه وجود داشته عملی و اجرایی شده است.

 

برداشت بی‌رویه از بستر رودخانه اکوسیستم گیلان را تهدید می‌کند

ايرن: بهره برداری بی رویه شن و ماسه از بستر رودخانه های گیلان موجب ایجاد انواع تغییرات به ویژه تغییرات زیست محیطی شده و میزان مواد برداشتی در محل استخراج بیشتر از مقداری است که رودخانه ها قادر به رسوبگذاری و ترمیم ذخیره شن و ماسه خود باشند.  کاهش در ذخیره و موجودی شن و ماسه در اثر بهره برداری بی رویه منجر به پائین افتادن بستر رودخانه و خط  داغ آب و بزرگ شدن تدریجی محل برداشت شن و ماسه در اثر حفاری و گودبرداری شده و در طول زمان باعث انحراف بیش از حد مسیر آب و در نتیجه تغییرات موردینامیکی می شود.
مدیرکل حفاظت محیط زیست گیلان در این باره گفت: برداشت‌های غیرقانونی و بدون مجوز شن و ماسه از مناطق رودخانه‌ای هم‌ اکنون مهمترین چالش فراروی محیط زیست گیلان به ‌شمار می‌آید.
كامران زلفي نژاد با اعلام اینکه از سال 84 ارائه مجوز دائمی برداشت شن و ماسه در سطح رودخانه‌ه ای گیلان قطع شده است، گفت: با همگرایی ایجاد شده با دفتر فنی استانداری گیلان در خصوص معادن رودخانه‌ا ی و کشاورزی و سازمان صنایع و معادن در خصوص برداشت از معادن کوهی، وضعیت برداشت شن و ماسه به سمت یک ساماندهی نسبی در سطح استان پیش می‌رود.
به گفته وي، واگرائی‌های گذشته به خصوص در حوزه معادن رودخانه و کشاورزی صدمات بدی را بر پیکره رودخانه ها وارد کرده که ترمیم آن سال‌ها به ‌طول خواهد انجامید.
مدير كل حفاظت محيط زيست گيلان همچنین گفت: اگر سرمایه‌گذاری مناسبتری بر روی معادن شن و ماسه کوهی انجام شود علاوه بر حفظ اکوسیستم‌های آسیب پذیر آبی، حجم بیشتری از شن و ماسه در اختیار صنعت ساخت و ساز قرار می گیرد.
به گفته وي، شهرستان‌هایی مانند رودبار، رودسر، سیاهکل و تالش توانایی پذیرش استقرار شن و ماسه کوهی را دارند.
زلفی نژاد در ادامه با اعلام اینکه در سال گذشته 91 استعلام معادن کوهی از سازمان صنایع و معادن به محیط زیست استان ارسال شده بود، گفت: از این میزان، 31 مورد موافقت، 28 مورد مخالفت و 32 مورد استعلام نیز به دلیل عدم مراجعه بررسی نشده است.
در حوزه معادن رودخانه‌ای نیز از مجموع 238 استعلام دفتر فنی با 183 مورد موافقت و 41 مورد مخالفت و 14 مورد نیز به ‌دلیل عدم مراجعه بررسی نشد.
وی در ادامه به میزان زیاد تقاضا برای دسترسی به معدن شن و ماسه در گیلان اشاره کرد و افزود: شتابزدگی از کارشناسی برخی تصمیمات می‌کاهد و کانون‌های تصمیم‌گیرنده باید مراقب باشند تا اینگونه تراکم تقاضاها موجب شتابزدگی در تصمیمات و تخریب محیط زیست رودخانه‌ها نشود.
زلفی نژاد با اعلام اینکه برداشت های فصلی و مقطعی شن و ماسه از رودخانه ها بخشی از نیازهای استان را رفع می‌کند، گفت: با این روش از مقطع خاصی از رودخانه‌ها در طول مدت زمان زیاد برداشت نمی‌شود و با پایان یافتن انباشته‌ مورد نظر، فعالیت برداشت نیز به پایان می‌رسد و در این رهگذر فرصتی به رودخانه داده می‌شود تا دوباره خود را بازسازی کند.
وی خاطرنشان کرد: بر اساس مصوبه هیئت وزیران هم اکنون برای استقرار و صدور مجوز واحدهای برداشت شن و ماسه، دفتر فنی استانداری، اداره کل صنایع و معادن و محیط زیست استان تصمیم گیری می کنند.
استاندار گیلان نیز در این باره اظهارداشت: بر اساس ماده دو قانون توزیع عادلانه آب، بستر انهار طبیعی، کانال های عمومی و رودخانه ها و مسیل ها و بستر مرداب ها در اختیار حکومت جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و مسئولیت حفظ و اجازه و نظارت بر بهره برداری از آن به دولت محول شده است.
روح الله قهرمانی چابک همچنین با اشاره به دست اندازی افراد سودجو به حریم و بستر رودخانه ها، تاکید کرد: برداشت های غیرقانونی شن و ماسه از رودخانه ها تجاوز به انفال عمومی است و از جمله مصادیق جرم مشهود است که با آن برخورد قانونی می شود.
وی در ادامه تعامل مطلوب دستگاه قضایی، انتظامی و امور منابع آب استان در خصوص صیانت از حقوق مردم و مقابله با متجاوزین حریم و بستر رودخانه ها را خواستار شد.
یک کارشناس ارشد محیط زیست هم اعلام کرد: بستر رودخانه در حقیقت یک انکوباتور فعال برای زادآوری تولید مثل ماهیان و سایر گونه‌های ارزشمند آبزی محسوب می‌شود و تخریب آن نیز تاثیر مستقیم بر زادآوری و بقای نسل ماهیان دارد.
علی اکبر رحمانی گفت: ذخایر بسیاری از گونه‌های ارزشمند استان از جمله ماهیان خاویاری به شکل مایوس ‌کننده ای در حال تنزل و کاهش است.
وی بیان داشت: هنگامی که بسترهای تخم ‌ریزی این ماهیان به دلیل برداشتهای غیراصولی از کف بستر رودخانه و برهم خوردن نیم رخ طبیعی آنها تخریب می‌شود، تخم ریزی در مکان‌های نامناسبی انجام می‌شود که ضریب بازگشت آن بسیار پائین است.
رحمانی افزود: واحدهای برداشت شن و ماسه علاوه بر تخریب بستر تخم‌ریزی ماهیان موجب گل آلود شدن آب و نرسیدن اکسیژن به تخم‌ها و لاروهای جانوران آبزی می شود.
وی همچنین گفت: یکی از مهمترین دغدغه‌هایی که در دو دهه اخیر کانونهای طرفدار محیط زیست را به خود وا داشته است وضعیت رودخانه‌هاست که کانون‌های مولد اکوسیستمهای آبی و جایگاه باروری بسیاری از جانوران آبزی است.
این کارشناس زیست محیطی عنوان کرد: اگر اهمیت کف بستر رودخانه‌ها در علم لیمنولوژی "علمی که به بررسی خواص فیزیکی و شیمیایی آب و ارتباط آن با موجودات زنده می‌پردازد" بیشتر از محیط آبی آنها نباشد کمتر نیست.
وی بیان داشت: بستر رودخانه‌ها یکی از مهمترین منابع غذایی برای زیست کنندگان آن است و بخش مهمی از شبکه‌های غذایی این اکوسیستمها در کف بستر آنها قرار دارد.
رحمانی اعلام کرد: تنوع گونه‌های بستر رودخانه‌ها به حدی است که گاه از این موجودات به عنوان شاخص‌های زیستی استفاده می ‌شود.
این کارشناس خاطرنشان کرد: شاخصهای زیستی یا بیواندیکاتورها به محققین کمک می‌کنند تا بدون استفاده از آزمایشات شیمیایی به کیفیت آب این نوع اکوسیستمها پی ببرند، بدین نحو که هر گونه‌ای که در کف بستر رودخانه "از لار و حشرات گرفته تا ماهیان کف‌زی" شاخص یک خاصیت فیزیکی و یا شیمیایی رودخانه است، بنابراین نجات هر رودخانه‌ای در گرو نجات بستر و کف آن است.
دبیر شبکه زیست محیطی شمال کشور در ادامه به خبرنگار مهر گفت: بزرگترین مشکل سفیدرود، برداشت بی رویه و خارج از ضابطه شن و ماسه از این رودخانه، بدون در نظر گرفتن حداقل های زیست محیطی و آیین نامه های مرتبط با آن است.
حسن احمدپور، مهمترین تبعات نامطلوب برداشت بی رویه شن و ماسه از سفیدرود را از بین رفتن تعادل اکولوژیک و محیط زیست، تغییر وسیع در مرفولوژی رودخانه، فرسایش و تخریب دیواره ها و تعمیق خط القعر رودخانه ذکر کرد و افزود: چنانچه مسئولان چاره ای نیندیشند ادامه روندی که امروز شاهد آن هستیم در یک جمله به نابودی حیات رودخانه سفیدرود ختم خواهد شد.
دبیرشبکه سبز گیلان گفت: نه تنها وضعیت سفیدرود که وضعیت رودخانه پلرود در شرق گیلان نیز بسیار اسفبار است، زیرا شرکتهای پیمانکاری، بستر این رودخانه را به طور کامل تخلیه کرده اند به گونه ای که خاک رس آن که مربوط به شکل گیری اولیه خاک است آشکار شده و در نگاه اول این تصور را به ذهن تداعی می کند که این رودخانه یکی از رودخانه های جنوب کشور است.
احمدپور، برداشت شن و ماسه از رودخانه های گیلان را یک اشتباه تخصصی و عمرانی دانست و افزود: در واقع برداشت شن و ماسه از رودخانه ها با این استدلال صورت می گیرد که می خواهد در کارهای عمرانی به ویژه آسفالت مورد استفاده قرار گیرد در حالیکه کارشناسان استاندارد و مکانیک خاک و عمران و شهرسازی معتقدند شن و ماسه این رودخانه به هیچ عنوان برای ساخت و ساز، راهسازی و دیگر پروژه های عمرانی مناسب نیست.
این فعال زیست محیطی همچنین ادامه داد: برداشت بی رویه شن و ماسه باعث کاهش تولید ماهی، از بین رفتن بستر و اکوسیستم رودخانه شده، براساس سند ملی توسعه استان، برنامه چهارم توسعه، چشم انداز 20 ساله که توسط هیئت وزیران ابلاغ شده از برداشت و بهره برداری غیرمجاز شن و ماسه از بستر رودخانه ها به عنوان یکی از معضلات زیست محیطی استان یاد شده که حیات آبزیان را به خطر می اندازد و باید برای آن چاره ای اندیشیده شود.‌ استان گیلان دارای 38 رودخانه بزرگ و کوچک و دو هزار و 475 رشته چشمه است.

 

 

 

آلودگي خودروها، 3 سال پس از توليد 5 برابر مي‌شود

ايرن: 3 ميليون خودروي تهران معادل 11 ميليون خودروي استاندارد روز اروپا آلودگي توليد مي‌کنند و در اين ميان آلايندگي تنها يک ميليون خودرويي که در 3 سال اخير وارد معابر شهري شده‌اند، استاندارد است.
بنا به اعلام مدير عامل ستاد مركزي معاينه فني خودروهاي تهران، آلودگي يک ميليون خودرويي که بين سال‌هاي 80 تا 84 توليد شده‌اند، حدود 5 برابر خودروهاي استاندارد است و آلايندگي يک ميليون خودرويي که پيش از سال 80 توليد شده‌اند، ‌فراتر از اين ميزان است.
به گفته وحيد نوروزي، به جز يک ميليون خودرويي که در 3 سال اخير توليد شده و عمر مفيد مبدل کاتاليستي آنها به پايان نرسيده است، آلودگي ساير خودروهاي تهران حدود 5 برابر خودروهاي استاندارد است.
نوروزي با اشاره به تصويب برنامه جامع کاهش آلودگي هوا در سال 79، تصريح کرد: خودروهايي که پيش از اين سال توليد شده‌اند، نبود ابتدايي‌ترين و قديمي‌ترين استانداردهاي زيست محيطي‌اند و در نتيجه بيشترين آلودگي را توليد مي‌کنند.
نوروزي با بيان اين موضوع که خودروهاي توليد شده بين سال‌هاي 80 تا 84 در حال حاضر از وضعيت چندان مناسبي برخوردار نيستند، گفت: به موجب مصوبه هيئت وزيران، از سال 82 خودروسازان موظف به ارتقاي استاندارد زيست محيطي توليدات خود شدند.
وي نصب قطعه‌اي به نام «مبدل کاتاليستي» در مسير خروج دود از اگزوز را از جمله الزامات توليد خودرو از سال 82 برشمرد و يادآور شد: عمر مفيد اين قطعه، حدود 80 هزار کيلومتر پيمايش است و به عبارتي آلودگي خودروها سه سال پس از توليد، پنج برابر مي‌شود.
مدير عامل معاينه فني خودرو،‌ خدمات پس از فروش را موضوعي دانست که در صنعت خودروسازي کشورمان به دست فراموشي سپرده شده است و خاطر نشان کرد: خودروها در کشور ما، پس از فروش به حال خود رها مي‌شوند و از اين رو با شرايط استاندارد زمان توليد فاصله فاحشي دارند.
نوروزي با تاکيد بر ضرورت تعويض مبدل کاتاليستي خودروها پس از 3 سال، اظهار کرد: در پايان عمر مفيد اين قطعه، ميزان انتشار آلاينده‌هاي خطرناک و گازهاي سمي حدود پنج برابر مي‌شود، در حالي که به دليل نبود امکان مشاهده اثرات مخرب آن در ظاهر اتفاق خاصي رخ نمي‌دهد.
وي با اشاره به اين که به هر حال، متولي تعويض مبدل کاتاليستي خودرو هم زمان با تعريف علمي خدمات پس از فروش خودرو بايد مشخص شود، افزود: نمي‌توانيم دست روي دست بگذاريم و به خطر افتادن جان همشهريانمان را شاهد باشيم.
مدير عامل معاينه فني خودرو با اشاره به اين که تکليف ارگان‌هاي مسئول و نهادهاي متولي در بحث آلودگي هوا کاملا روشن است، تصريح کرد: در اين شرايط بحراني کميته اجرايي کاهش آلودگي هوا حدود يک سال است که حتي يک جلسه هم نداشته است.
وي با اعلام آمادگي کامل ستاد معاينه فني به منظور همکاري در اين زمينه با دستگاه‌هاي ذيربط به منظور برون رفت از چالش زيست محيطي تهران، اضافه کرد: اين بحران مختص کلانشهر تهران نيست و خواه ناخواه ساير کلانشهرها و ديگر شهرهاي کشور را هم مورد تهديد قرار مي‌دهد.

 

 

 

ردپاي دوسرمايه داردرتصويب خطرناك ترين قانون كشور

ايرن – خبرنگارويژه : رفت و آمد مداوم دوسرمايه دار سرشناس توليد كننده بذرها و كودهاي ارگانيك در مجلس ، هم زمان با مذاكرات نمايندگان درباره قانون ملي ايمني زيستي شائبه نفوذ فرامتني و خارج از ضوابط براي تصويب اين قانون را تقويت مي كند .
به گزارش خبرنگار ويژه ايرن درحالي كه قانون پيش گفته مورد تائيد رسمي چند مرجع رسمي مرتبط ، همچون سازمان حفاظت محيط زيست قرا نگرفته است ، و از سوي كارشناسان به عنوان خطرناكترين و زيانبارترين قانون تصويب شده در تاريخ ايران به شمار مي آيد، تحت عنوان لايحه با امضاي رياست جمهوري مستقيم از دولت به مجلس رفت و بلافاصله هم مفاد آن مورد تصويب كميسيون مرتبط قرار گرفته است . اين گزارش مي افزايد در جلسات مربوطه حضورآقايان "م " و "ق " كاملاً موثر بوده است ،‌در حالي كه تاكنون در مجلس معمول نبوده براي تصويب يك قانون فراگير زيست محيطي – بهداشتي به جاي كارشناسان محيط زيست دو سرمايه دار كاملاً ذينفع مورد رجوع نمايندگان باشند .
بر اساس قانون ملي ايمني زيستي ، سطح زير كشت گياهان ترانس ژنيك يا "تراريخته " در ايران بايد نيم درصدكل سطح جهاني را در بر بگيرد. بر اين اساس تقريباً 5 ميليون هكتار از اراضي كشاورزي كشور با بذرهايي كه مورد دستكاري ژنتيكي قرار گرفته اند كشت خواهد شد . اين مساحت ،‌تقريباً 40 درصد از كل 12 ميليون هكتار اراضي كشاورزي ايران را شامل مي شود .
گياهان ترانس ژنيك به واسطه احتمال بروز اختلالات ژنتيكي و بيماري هاي ناشناخته و غير قابل مهار از سوي اغلب مجامع زيست محيطي و بهداشتي جهان بسيار خطرناك تلقي شده و از اين نظر استفاده از محصولات مرتبط كماكان نهي مي شود.
خبرنگار ما اضافه مي كند بر اساس متن قانون ايمني زيستي ، وظيفه بررسي ميزان خطرناك بودن يك محصول زراعي ترانس ژنيك به عهده نهادهاي دولتي و در مرحله بعد از توليد گذاشته شده است . يعني توليد كنندگان بذرهاي تراريخته نه تنها وظيفه اي براي بررسي و مستند سازي ميزان خطرناكي هر كدام از توليدات خود را ندارند ، بلكه از اين شانس هم برخوردار هستند كه اين بررسي پس از توليد و فروش محصول آنها صورت مي گيرد، كه در هر حال فعاليت در اين عرصه را براي آنها كاملاً بدون ضرر و فاقد ريسك اقتصادي خواهد كرد . مضاف بر آنكه اجبار كشاورزان براي خريد اينگونه بذرها بازار انحصاري گسترده اي را در اختيارسرمايه گذاران توليد كننده بذرهاي ترانس ژنيك خواهد گذاشت . اعطاي چنين تسهيلات و فرصت هايي بدون ضابطه ، خطرناك و غير معمولي به توليد كنندگان بذرهاي تراريخته از جمله دلايلي است كه كارخانه داراي پيش گفته را در تصويب قانون ايمني زيستي متبادر مي كند .
خبرنگار ما اضافه مي كند با توجه به آثار خطرناك مصرف محصولات كشاورزي ترانس ژنيك و امكان پايداري آثار مرگبار اين محصولات حتي در نسل هاي بعدي ، قاعدتاً بايد وزارت بهداشت و درمان به صورت جدي در مقابل تصويب قانون ملي ايمني زيستي مخالفت مي كرد، اما از اين وزارتخانه تا كنون هيچ مخالفتي در اين زمينه مشاهده نشده است .
به گزارش خبرگزاري محيط زيست ايران تصويب قانون ايمني زيستي مردم ايران را به پرجمعيت ترين كشورمصرف كننده محصولات تغيير ژنتيك داده شده تبديل خواهد كرد ، كه اين امر مي تواند ده ها نوع بيماري خطرناك و جديد را در كشور همه گير كرده و احتمال ابتلا به انواع نقائص مادرزادي در نسل هاي آينده را افزايش دهد . از اين نظر مسئولان كنوني وزارت بهداشت و كل مجموعه دولت و نيز مجلس در برابر ارائه و تصويب چنين خطرناكي مسئول بوده و مي بايست پاسخگو باشند . همچنين از آنجا كه اجبار كشاورزان به استفاده از بذرهاي تراريخته موجب اضمحلال بسياري از گونه هاي بومي و مقاوم زراعي كشور خواهد شد ،‌از سازمان حفاظت محيط زيست به عنوان مسئول مراقب از تنوع زيستي نيز انتظار مي رود به طور صحيح و مشخص موضع خود در برابر اين قانون را مشخص كند .

 

تغيير آب و هوايي ،موجب نوسان دررشدگياهان آلمان شده است

ايرن : دگرگوني ناگهاني آب و هوا در آلمان تا سال 2080 بيانگر اين نكته است كه از هر 5 گياه خودرو يكي از بين خواهد رفت . بر اين اساس مطالعات گسترده اي  در مركز (هولم هولتز ) مركز تحقيقات محيط زيستي (ufz) براي ازريابي پيامدهاي آب و هوايي آغاز شده است .
بر اساس اين تحقيقات قرار است تا هواي متناسب براي گياهان تامين شود . به عبارتي براي گونه هاي گياهي كه در هواي سردو مرطوب رشد مي كنند هواي متناسب با فشار به آن نقطه هدايت شده و همچنين هواي مورد نياز گياهاني كه در هواي گرم و مرطوب رشد مي كنند نيز براي آنان تامين شود.
اين پژوهش در پي تغيير و دگرگوني هوا كه باعث تغيير قابل توجه در رشد گياهان شده است انجام شده . يافته هاي اين تحقيق حاكي است كه درختان گردو خيلي سريع و بي موقع به بارنشسته اند و از طرفي درختان كاج رشد ي كند و غير منتظره داشته اند.

 

منبع:خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط اشرفعلي حسيني  | 

خبرهای حیات وحش ایران

                     

فراق "هما" چهارساله شد!  

ايرن :‌از آخرين تماشاي "هما" در محدوده البرز مركزي چهار سال گذشت . چهارسال پيش در روزنامه همشهري خبري درج شد مبني بر مشاهده هما در يكي از زيستگاه هاي اصلي اش در ايران ، يعني دشت لار. در آن  سازمان ، اين خبري خوشبينانه بود چون نگراني هايي درباره عدم مشاهده اين پرنده وجودداشت . اكنون دوباره چهار سال گذشته است و گزارش خبرنگار ما حكايت از آن دارد كه طي اين مدت هيچ خبر مستندي از مشاهده هما وجود نداشته و محيط بانان منطقه نيز با وجود دوربين كشي هاي روزانه شان در سراسر منطقه البرز مركزي هيچ گزارشي از مشاهده هما ارائه نكرده اند . البته "‌هما " پرنده انسان گريزي است و مشاهده آن به ندرت و اتفاقي صورت مي گيرد،اما چهار سال عدم مشاهده ،‌مويد نظريه كاهش شمار اين پرنده اسطوره اي ايران و احتمال قرار گرفتن آن در معرض تهديد است .
"هما" پرنده اي تك زي است و در كوهستان هاي مرتفع و دور افتاده به سر برده و در غارهاي مشرف به دره آشيانه مي سازد . در كتاب پرندگان ايران از هما همچنين به عنوان بزرگترين گونه كركس نام برده شده است .

 

يك ميليون باقرقره شكم سفيد به ايران آمدند

ايرن: بيش از يك ميليون باقرقره شكم سفيد از مناطق سردسير براي زمستان گذراني به زيستگاه‌هاي ايران آمدند.
مهندس سياوش روشنيان پرنده‌شناس مقيم استان گلستان، با اعلام اين خبر به ايرن گفت: با وجود تبليغاتي كه درباره كوچ پرنده‌ها شده، اما امسال از پرنده‌هاي شاخص در ميان پرندگان كوچنده خبري نيست. در عوض بيش از 1 ميليون باقرقره شكم سفيد به ايران آمدند كه اين تعداد تاكنون سابقه نداشته است و علت آنهم توسعه زمين‌هاي كشاورزي كه هر سال بر وسعت آنها افزوده مي‌شود است.
وي با اشاره به اينكه زيستگاه هاي ايران در فصل زمستان گذراني هر ساله پذيراي بيش از 8 ميليون پرنده كوچنده است خاطر نشان كرد، به نظر مي‌رسد امسال هنوز سرماي سيبري شروع نشده باشد. به اين دليل پرندگان كوچ خود را آغاز نكرده‌اند. چرا كه هر سال تا اوائل آذر 40 تا 45 هزار چنگر وارد استان گلستان مي‌شدند اما امسال اين تعداد به 20 هزار چنگر هم نمي‌رسد.
اين پرنده شناس كه هر ساله از نزديك كوچ پرندگان را بررسي مي‌كند اظهار داشت: پارسال در همين ماه از سال نزديك 3 هزار و 200 اردك سر سفيد به استان گلستان آمده‌بودند كه اي آمار در نوع خود بي‌نظير است. زيرا تعداد اين گونه در سراسر جهان در حدود 4 هزار و 500 باله است ولي امسال حتا يك اردك سر سفيد هم هنوز به گلستان وارد نشده‌ كه اين مي‌تواند به دليل آغاز نشدن سرما در مناطق سردسير يا ناشي از تغيير نحوه مهاجرت پرندگان و يا توسعه زمين‌هاي كشاورزي مي‌تواند باشد.

 

يك پرنده كمياب در خوزستان مشاهده شد


ايرن: براي نخستين‌بار يك قطعه پرنده كمياب به نام كوركور در استان خوزستان مشاهده شد.  
به نقل از روابط عمومي اداره كل حفاظت محيط ‌زيست خوزستان، براي نخستين بار يك بهله پرنده كوركور كمياب در دزفول مشاهده شد.
براساس اين گزارش، پراكنش كوركور در غرب عربستان سعودي، امارات متحده عربي و به صورت سرگردان در تركيه و فلسطين است كه براي نخستين بار در دزفول رويت شد.
بر اين اساس، زيستگاه و محل توليد مثل اين پرنده در مناطق شبه‌بياباني، دشت‌هاي باز حاشيه جنگل‌ه ا و رودخانه‌ها بوده و تاكنون مشاهده آن در ايران گزارش نشده است.
بر اساس اين گزارش، كوركور بال سياه از پرندگان كمياب است كه نر و ماده آن همشكل بوده و از پستانداران كوچك، پرندگان و حشرات تغذيه مي‌كند.

 

ورود درناي سيبري به مازندران


گونه درناي سيبري مهاجر به مازندران به يك قطعه كاهش يافت
مديركل حفاظت محيط زيست استان مازندران گفت: جمعيت غربي و مهاجر درناي سيبري به فريدونكنار مازندران از هفت تا 10 قطعه سال‌هاي 75 تا 78 ‌به يك قطعه در سال‌ جاري رسيده است.
از فريدونكنار، رسول علي اشرفي‌پور پيش از ظهر امروز در حاشيه بازديد از درناي سيبري كه به تازگي به منطقه فريدونكنار مازندران آمده است، اظهار داشت: درناها داراي پنج جنس مختلف و 15 گونه هستند.
وي با اشاره به اينكه تمامي درناها به عنوان گونه‌هاي حمايت شده محسوب مي‌شوند، افزود: درناها در تمامي نقاط دنيا به جز نواحي قطبي و بخشي از آمريكاي جنوبي زندگي مي‌كنند.
اشرفي‌پور بيان داشت: برخي از درناها مانند درناي معمولي، درناي طناز از جمعيت خوبي برخوردارند اما برخي از آنها مانند درناي فرياد‌كش آمريكايي و درناي سيبري در معرض تهديد و خطر انقراض قرار دارند.
وي اضافه كرد: درناي سيبري از انواع در معرض خطر درناها و داراي سه جمعيت مستقل چين، هند و ايران هستند.
مديركل حفاظت محيط زيست استان مازندران، زيستگاه زادآوري درناهاي سيبري را در نواحي شرق سيبري، نواحي غرب سيبري و مهاجران به هند و ايران دانست.
وي يادآور شد: جمعيت مركزي درناي سيبري و مهاجر به هند منقرض شده‌ و در سال‌هاي اخير گزارشي از مهاجرت درنا به هند و زيستگاه زمستاني آن در پارك كئولادو وجود ندارد.
علي اشرفي‌پور اظهار داشت: جمعيت شرقي درناي سيبري و مهاجر به درياچه پويانگ در چين جمعيت خوبي دارد، به طوري كه حدود 3 هزار قطعه برآورد شده است.
وي درباره مهاجرت اين گونه با ارزش پرنده به مازندران گفت: درناي سيبري مهاجر به ايران از زيستگاه زادآوري سيبري از مسير روسيه، قزاقستان و آذربايجان به فريدونكنار مازندران مهاجرت ‌و حدود پنج ماه از سال را با تغذيه در محدوده دامگاه‌هاي سنتي (از باران و سرخ‌رود) شهرستان فريدونكنار سپري مي‌ك ند.
وي با اشاره به اهميت اين گونه پرنده به عنوان پرنده منحصر به فرد و در معرض خطر انقراض خاطر‌ن شان كرد: پروژه‌اي بين‌المللي با استفاده از اعتبارات صندوق حمايت براي پشتيباني از اين پرنده منحصر به فرد تهيه، پيشنهاد و پس از تصويب از سال 2003 ميلادي به اجرا در آمده و در قالب انجام پروژه محدود زمستان‌گذراني درناي سيبري در منطقه مورد شناسايي قرار گرفت و به عنوان محدوده تيراندازي ممنوع تالاب بين‌المللي رامسر مصوب شد.
مديركل حفاظت محيط زيست مازندران اقداماتي مانند جذب نيروهاي محافظ هميار محيط‌بان، نصب تابلو براي شناسايي منطقه، برگزاري كلاس آموزشي براي جامعه محلي با موضوع درنا، خريد تجهيزات حفاظتي دوربين، تلسكوب، راه‌سازي جوجه درناهاي سيبري، احداث مركز پرنده‌شناسي و استفاده از خدمات مشاوران ملي و بين‌ا لمللي را از جمله اقدامات مهم براي حفاظت از درنا و زيستگاه آن برشمرد.

 
 
 

بانك ژن حيات‌وحش در چهار محال و بختياري تشكيل مي‌شود

مدير كل محيط زيست استان چهارمحال و بختياري گفت: پژوهش‌هاي علمي گسترده‌اي براي جمع‌آوري نمونه‌هاي ژن انواع موجودات زنده محيط زيست براي نگهداري در بانك ژن حيات وحش اين استان در حال انجام است.
داود شيوندي: در همين راستا تاكنون از 30 گونه خزنده، هفت گونه پستاندار، هشت گونه پرنده و 10 گونه گياه در اين استان نمونه‌برداري شده است.
وي با بيان اينكه نزديك به 5/9 درصد از مساحت چهارمحال و بختياري تحت حفاظت محيط زيست اين استان است، ادامه داد: هم‌اكنون 253 هزار هكتار منطقه حفاظت شده، 4 هزار هكتار منطقه شكار ممنوع، 4 هزار هكتار تالاب، هزار و 500 كيلو‌متر رودخانه، 5 هزار و 400 هكتار پارك ملي و 379 هكتار اثر طبيعي ملي در اين استان وجود دارد.
شيوندي تصريح كرد: 254 گونه جانوري نظير پلنگ، ميش و بز كوهي، گربه وحشي، خرس قهوه‌اي، انواع پرندگان آبزي و كنار‌آبزي نظير مرغان مهاجر، كشيم، كاكايي، مرغابي، اردك، لك‌لك، و عقاب طلايي كه از جمله پرندگان خاص منطقه زاگرس است، در مناطق زيست‌محيطي چهارمحال و بختياري وجود دارد.
وي با اشاره به مهاجرت بيش از 100 هزار پرنده در اواسط مهر ماه هر سال به اين استان گفت: براي جلوگيري از انتشار آنفولانزاي مرغي تمامي منابع آبي اين استان توسط اكيپ‌هاي ويژه‌اي، بررسي و مديريت مي‌شوند.
شيوندي تصريح كرد: در بررسي‌ها به‌عمل آمده تا‌كنون هيچ گونه مورد مشكوك به آنفولانزا در اين استان گزارش نشده است.
وي همچنين به كاهش تعداد تخلفات زيست‌محيطي در اين استان در سال جاري نسبت به سال‌هاي گذشته اشاره و تصريح كرد: در سال 85 تعداد 60 قبضه اسلحه، در سال 86، 50 قبضه اسلحه و در هفت ماهه نخست امسال 57 قبضه اسلحه ضبط و به همراه متخلفان به مقامات قضايي تحويل داده شد.
شيوندي افزود: در همايش منطقه مركزي كشور كه با حضور بازرسان سازمان حفاظت محيط زيست كشور و مديران كل حفاظت محيط زيست 10 استان مركزي برگزار شد، چهارمحال و بختياري در حوزه نظارت و بازرسي استان برتر شناخته شد كه از دو نفر از محيط‌بانان اين استان در سالروز تولد امام رضا(ع) تجليل مي‌شود.

اشاره به آمريكايي ها ، دليل تغيير مديريت پروژه يوزپلنگ

 – خبرنگار ويژه :بركناري مهندس هوشنگ ضيايي و گروه همكارانش (از جمله مهندس هومن جوكار) پروژه حفظ يوزپلنگ ايراني سال گذشته بحث هاي بسياري برانگيخت . بركناري ناگهاني بودو غير منتظره . محافل زيست محيطي كشور به طور معمول نسبت به مهندس ضيايي خوشبين هستند و مديران بالادست سازمان محيط زيست نيز درباره علت بركناري او هيچ دليل مشخص اعلام نكردند . از اين نظر ماجرا به يك راز مه نگاران اين حوزه راهي باقي نماند جزآنكه به حدس و گمان پناه ببرند و بعضاً ناچار شدند به كاوش در سوابق قديمي موضوع ،‌از جمله آنچه كه چندين سال قبل باعث بازنشستگي زود هنگام مهندس ضيايي و همسرش از سازمان حفاظت محيط زيست شده بود.
اما گزارش دريافتي توسط خبرنگار ويژه ايرن حكايت از آن دارد كه علت بركناري مهندس ضيايي چندان هم پيچيده نبوده و صرفاً مربوط مي شود به مصاحبه اي كه در آن ضمن اشاره به حاميان جهاني پروژه حفاظت ازيوزپلنگ ايراني ، اشاره اي هم شده بود به آمريكايي ها . واقعيت اين است كه دولت آمريكا يكي از حاميان اصلي اتحاديه جهاني حفاظت طبيعت (IUCN) و برنامه محيط زيست سازمان ملل (UNEP) است و وقتي اين دوسازمان در يك كشور براي حفظ يك گونه حيات وحش سرمايه گذاري مي كنند بديهي است كه آن كشور از قبل مطلع است كه بخشي از كمك دريافتي توسط آمريكايي ها پرداخت شده است .البته به ندرت تاكنون اعلام شده كه اين كمكها ارتباط مستقيم با شرايط سياسي كشوردريافت كننده داردو عمدتاً ارتباط پيدا مي كند با برنامه هاي جامعي كه دوسازمان فوق الذكر در نقاط مختلف جهان اجرا مي كنند .
اما اشاره به چنين موضوع ساده اي به مذاق مديران بالادست خوش نيامد و نتيجه آن مي شود كه دوباره شاهد خانه نشيني مهندس ضيايي باشيم .
هوشنگ ضيايي اساساً در ميان اهالي محيط زيست مردمي محبوب و خوشنام و هميشه خبرسازبه شمار مي آيد. آنقدر كه بتوان اورا در كنار كساني مثل بيژن فرهنگ دره شوري ، بهروز دهزاد ، محمد باقرصدوق و ... از جمله ستاره هاي اين حوزه به شمار آورد. ستاره به معناي رسانه اي آن ، يعني كسي كه خبر مي سازد و انبارحواشي او معمولاً براي علاقه مندان به حوزه پيرامونش جذاب است . البته درباره دوره مديريت هوشنگ ضيايي در پروژه يوزپلنگ انتقاداتي هم وجود دارد.از جمله آنكه به سياق معمول مديران دولتي در تمام اين دوره فقط اخبار مثبت بود كه از پروژه يوزپلنگ در اختيار رسانه ها قرار مي گرفت و همه انتقادات دقيقاً از فرداي روزي آغاز شد كه وي پروژه را تحويل داده بود ! البته يكي از دلايل اين موضوع ارتباط خوب اغلب خبرنگاران حوزه محيط زيست با مهندس ضيايي است .

 
 
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط اشرفعلي حسيني  | 

محیط بانان فقیر

 

 

من یک محیط بان فقیر هستم..

نمیدانم تا بحال به پوچی و بیهودگی اعمال روزانه خود فکر کرده اید، به این روزهایی که به آن مبتلا شده اید .در گذشته، آیا به آینده ( حال خود) اندیشیده اید؟! همه چیز ما تکرار بیهودگیهاست .. اشکال کار نمیدانم از کجاست....افق دیدمان روز به روز محدودتر میشود..  درس خواندیم تا در جامعه مفید باشیم .. در دانشگاه به موضوعات زیادی پیرامون رشته تحصیلیمان می اندیشیدیم... آرمانگرایی براساس آنچه اساتید به ما آموزش می دادند ملکه ذهنمان شده بود.. 7 سال است که در سیستمهای دولتی کار میکنم.. قبلاً تجربه کاری در ارگانهای تاحدودی مرتبط با مقوله محیط زیست را د اشته ام..تصور با واقعیت های کاری جامعه ایرانی خیلی متفاوت هست..

اشتباه نکنید تنها من نیستم که به بیهودگی فکر میکنم.. همه دور و اطرافیان من که در مجموعه محیط زیست کار میکنند این احساس بد رو دارند...

روزگار محیط زیست هر روز بدتر از دیروز میشود. تخریب محیط زیست در ایران  یک واقعیت تلخ هست. در برنامه ریزیهای ملی ، منطقه ای و محلی به محیط زیست هیچ بهایی داده نمیشود.. نگاه مردم سرزمین من به محیط زیست مانند کالای لوکسی هست که دوره مصرف دارد .. هر وقت برای تعریف و تمجید و رسیدن به منافع  احساس نیاز بکنیم از محیط زیست تعریف و تمجید به حد اغراق میکنیم.. وقتی جایی منافع سیاسی و اقتصادی چربید، محیط زیست فراموش میشود.

وقتی در نظام برنامه ریزی ، به مقوله محیط زیست صرفاً بمنزله موضوعی تجملاتی نگریسته میشود.. وقتی بالاترین تصمیم گیرندگان مملکتی ، همه مشکلات محیط زیست را منکر میشوند.وقتی براحتی آب خوردن در این مرز و بوم تخریب محیط زیست  صورت میگیرد.. زمانیکه بدون توجه به سایر شاخص های توسعه پایدار ، طرحهای ملی مغایر با مصالح ملی تصویب و اجرا میشود...

حال متولیان محیط زیست به کنار، .. سقف آرزوهای محیط زیست کوتاهتر از تصورات حتی  یک کودک هست... دلخوش به اصل پنجاهم قانون اساسی ... وقتی همه میتوانند راجع به یک مسأله به این مهمی براحتی تصمیم گیری بکنند... اجرای قانون نیاز به ضمانتی ندارد...

یک محیط بان ، در مجموعه محیط زیست از کمترین حقوق و مزایا برخوردار هست .. وقتی آنهایی که هیچ وزن اجتماعی و سیاسی ندارند و به مدیریت محیط زیست گماشته میشوند.. خب همه اینها یعنی شما ملعبه دست هستید .. فلسفه وجودی یک سازمان ، تنها بصرف وجهه بین المللی آن هست.. آیا محیط بانان خارجی حقوقشان در حد سد جوع هست یا نه .. مثل سایر کارمندان دولت حقوق و مزایای خوب میگیرند... همکاران من انگیزه ای برای تلاش بیشتر ندارند.. مقصر کیست .. راهکار ایجاد انگیزه بدست چه کسی هست؟!..

قدیمیای محیط زیست میگند اون موقع ما بالاترین حقوق رو بعد از شرکت نفت میگرفتیم.

تعداد زیادی از کارشناسان محیط زیست از بدنه آن هر روز جدا میشوند..و به ارگانها و وزارتخانه های دیگر میروند ..براستی این همه هزینه کردن برای چیست.. یعنی یک محل کار و فعالیت اینقدر برای اینا غیرقابل تحمل میشه ، که عطای اونو به لقاش می بخشند..

دولت به وضعیت رفاهی کارکنان محیط زیست توجه خاصی ندارد... به محیط زیست به مثابه یک وصله ناجور و بچه سر راهی نگریسته میشود.. محیط بانان با چه دلخوشی شب و روز تو دشت و بیابون ، کوه و جنگل گشت بزنند .. وقتی پول مأموریتشون رو بهشون نمیدن... قضیه سوخت خودروها و موتورسیکلت ها که واویلاست.. متأسفانه سطح فکر و وسعت دید تصمیم گیرندگان روز به روز در حال تنزل هست...

تجهیزات گشت و کنترل روز به روز از کیفیت آنها کاسته میشود.. در حالیکه شکارچیان همیشه به روز هستند.. و تجهیزاتشان پیشرفته تر میشود.. تصمیم گیرندگان حوزه اداری بایستی افراد متخصص و جامع نگر باشند نباید دیدشان محدود و همراه با تفکرات منفی بافانه و فاقد اطلاعات فنی باشد.. و به مقوله ای چون سازمان محیط زیست به چشم یک دستگاه صرفاً مصرفی و هزینه بر نگریسته شود..

کدام کشور و ملت با میراثهای طبیعی و ملیش اینگونه برخورد میکند.. تخریب محیط زیست با سرعت ثاینه ای در ایران انجام میشود.. ما به معاهدات و کنوانسیونهای بین المللی دهن کجی میکنیم.. متعهد  میشویم ولی در عمل ساز و کارهای اجرای آنها را به هیچ می انگاریم.

تقویت یک سازمان مرجع ، جدای از تقویت نرم افزاری و سخت افزاری ، رسیدگی به وضعیت معیشتی و حقوقی ابزارهای سخت افزاری آن میباشد.. یک کارشناس محیط زیست با هزاران امید و آرزو برای فعالیت به این مجموعه می آید. ولی متأسفانه پس از مدت کمی به واقعیت تلخ تبعیض بین این ارگان و سایر نهادها از طرف مجموعه دولت پی میبرد.

در حال حاضر فقر بزرگترین معضل محیط زیست و مخربترین فاکتور مطرح در دنیاست. حال این قضیه فقر به مجموعه محیط زیست نیز سرایت کرده و محیط بانان و کارشناسان محیط زیست از فقیرترین اقشار جامعه هستند .. حال قضاوت کنید چگونه یک سازمان فقیر با پرسنل فقیر به جنگ فقر ، که باعث و بانی آن اعمال نسنجیده سایر ارگانها و وزارتخانه ها و طرز تفکرهای بخشی و مجزا عمل کردن ها هست.. میتواند به سرمنزل مقصود که همانا ، حفاظت از ناموس سرزمین و میراثهای  گرانبهای ملی و جهانی است. خواهد رسید؟!

 

 

 

                                                                                                              

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط اشرفعلي حسيني  |