صدور مجوز قانونی اسلحه های شکاری و آینده درخشان حیات وحش ایران زمین

قسمت اول

هر روز بیشتر از دیروز اخبار و اطلاعات ناگواری از آمار رو به افزایش شکار  غیر مجاز حیات وحش به گوشم می رسد. در حال حاضر تعداد چهارپایانی نظیر قوچ و میش ، کل و بز ، جبیر ، پلنگ ایرانی  حداقل در جنوب سیستان و بلوچستان  بشدت رو به کاهش هست، از منابع مؤثق و غیر مؤثق، همیاران محیط زیست ، بعضی از شکارچی ها به طعنه ، می شنوم که شکارچیان غیر مجاز دارند چه بحال و روز حیات وحش می آورند. دست من و همکاران من واقعاً در این زمینه بسته هست ، چه کاری می توان انجام داد؟ آمدند سلاحهای غیرمجاز شکاری را  بدون مطالعه مجوز دار کردند، ما در منطقه مرزی ، در جوار کشورهای بی ثباتی چون پاکستان و افغانستان زندگی می کنیم که در آنها هر نوع قاچاقی صورت می گیرد.. عده ای افراد سودجو ، دست به کار شدند ، از قبل کنترل خوب مرزها توسط برادران نظامی ، سلاح قاچاق وارد کرده و به همه می فروختند ، جالبه که در طرح مجوز دار کردن سلاحهای شکاری عشایر ، سلاحهایی مدنظر بوده اند که از قدیم در دست آنها بوده و لاجرم کهنه و مستعمل بایستی باشند ،  اما اسلحه و مهمات یک نهاد نظامی ، برای سلاحهای نو تازه بیرون آمده از جعبه ، نیز مجوز صادر کرده ، واقعاً به بیچارگی و در امان نبودن جان حیات وحش کشورم گریه ام می گیرد ، کار بجایی رسیده که در حال حاضر ، در خانواده ها همه مسلح شده اند و عزم خود را برای از بین بردن کامل حیات وحش اعم از پرنده، چرنده، درنده و........... جزم نموده اند ، در سال گذشته بعلت سرد شدن بیش از حد هوا در عرضهای بالایی و میانی کره زمین ، پرنده هایی زیادی به منطقه چابهار آمدند ، اول خوب کنترل می کردیم ، همه همکاران من از حضور بی سابقه این همه مهمانان زمستانی آبهای ساحلی و تالابی خوشحال بودند( قوها نیز برای اولین بار مهمان چابهاریها بودند).. شکارچیان منصف هم هستند ولی شکار غیرمجاز و شلیکهای پی درپی تازه به دوران رسیده ها ، آسمان چابهار را برای این موجودات بی پناه ناامن کرده و خیلی زود فرار را برقرار ترجیح دادند  و به دیگر جاها کوچ و یا خیلی هایشان شکار شدند و زینت بخش سفره بی برکت بعضی گشتند... نمی دانم آه این موجودات بی پناه  کدامین روز گریبان ما انسانهای بی اندیشه و تفکر را می گیرد، هنجارها در جامعه ما ایرانیها در حال تغییر است ، ارزشها در حال فراموش شدنند ، نمی دانم به چه چیز این فرهنگ مرسوم دل خوش بکینم ، به تخریب بیش از پیش محیط زیست و خاکی که ریشه در آن داریم  و یا به اسید پاشیدن به چهره دختران و  زنان بی گناه.............ادامه دارد

  

باز هم ضرب و جرح محیط بانان در شروع سال جدید

 

همه سال نو رو با خوشحالی و شادی شروع می کنند

، اما  این قصه واسه ما محیط بانا فرق میکنه، محیط بان

 که ضامن حفظ طبیعت و حیات وحش هست و به گونه ای

 که هر کسی در طبیعت بایستی با دیدن محیط بان احساس

آرامش و اطمینان قلب بهش دست بده، ولی برعکس شده

، کار بجایی رسیده که عده ای شکارچی نما ، در تقابل با مأمور اجرایی ، که وظیفه اش به اون ایجاب میکنه، از عرصه ها حراست بکنه ، مورد حمله قرار میگره، امیدوارم واسه ما در سالجاری یه فکر اساسی بشه ، اولا موضوع امنیت جانی ، محیط بانان مورد آسیب شناسی جدی قرار بگیره ، چگونه هست که سایر مأمورین و ضابطین دولت اگر کوچکترین صدمه ای بهشون وارد میشه ، قانون حمایتشون میکنه ، ولی بچه های محیط زیست علیرغم اینکه قانون گارد محیط زیست از قدیمیترینهاست و گارد محیط زیست از مستقل ترین یگانهای مسلح هستش ، ولی چرا به روز و رفع نقص نمیشه، امیدوارم مجلس نهم و کمیسیون منابع طبیعی و محیط زیست مجلس بجد بفکر اصلاح نقیصه های قانونی باشن ، در خصوص این موضوع بیشتر با هم صحبت میکنیم...... خیلی بده ، اگر قبح این عمل از بین بره ، دیگه نه کسی حاضر میشه تو گارد محیط زیست خدمت بکنه و نه دیگه از طبیعت نیمه جان وطن چیزی میمونه....؟ امیدوارم آقایون یه فکر جدی بکنن، چرا که حیات و ممات سازمان محیط زیست و آبروش به اقتدار محیط بانه و نه کس دیگه ای........